سلام
داریم به تعطیلات عید نزدیک میشیم...
عیدتون مبارک
شاید یه مدت دیر update شدیم!!!
این مطلب از وبلاگ ساحل۶۹ گرفتم:
از هایلند تا شهروند!!
وارد فروشگاه "هايلند"(مغازه معروف عطر و ادكلن فروشي در ميدان آرژانتين) كه مي شوم بوي عطرهاي مختلف كه با يكديگر مخلوط شده است ،چنان شامه ام را نوازش مي دهد كه گويا در اين دنياي پر از غم و غصه نيستم و يك سفر توهمي به يك دنياي مجازي و دروغين مي كنم و در عالم هپروت....
از ميان غرفه هاي مختلف فروشگاه مي گذرم و ازپله هاي پيچيده مغازه بالا مي روم وارد دنيايي از ادكلن هاي مختلف با مارك ها و برندهاي معروف مي شوم كه رنگهايشان همچون بو هايشان خودنمايي مي كنند و به ظاهر دنيايي زيبا و فريبنده جلوه مي دهند.
كنار هر قفسه دختركاني بزك كرده ايستاده اند و با عشوه هاي خاص خودشان، دعوت مي كنند تا فلان عطر را امتحان كنم...
قيمتها را كه مي پرسم ،برق از ميان موهاي سرم با رعد و برقهاي آسمان ابري كه در حال بارش است پيوند مي خورد و كلي چراغ علامت سوال روشن مي شود....
برايم عجيب بود كه اين مغازه با اين قيمتهاي سر به فلك كشيده! چطور اين همه شلوغ است و حتي يك لحظه هم از مشتري خالي نمي شود؟!
صدايي از پشت سر مرا به خود مي آورد:
- خانم ببخشيد! حساب من چقدر مي شود؟
- قابل ندارد عزيزم
- مرسي
- 880هزار تومان
- بفرمائيد ...باي
عجب!!! چه راحت است برايشان 880هزار تومان براي سه قلم عطر بدهند و به راحتي ...باي!!!
همينطور كه قدم مي زنم و اطرافم را نگاه مي كنم،اكثر كساني را كه آنجا در حال خريد مي بينم از قشري هستند كه معمولا از اوضاع اقتصادي كشور مي نالند و غر غر مي كنند!!!
ديگر طاقت ماندن ندارم و از در بيرون مي زنم و به سمت ميدان مي روم نرسيده به فروشگاه "شهروند" ،خانمي محجبه و نجيب صدايم مي كند:
- ببخشيد آقا!
- بله بفرمائيد
- شما مي خواهيد از شهروند خريد كنيد؟
- شايد ،چطور؟!
- من تعدادي بن دارم كه مي خواستم بفروشم.
- خوب خواهر من! ،جلوي فروشگاه كه 10درصد كم مي كنند و مي خرند..
سرش را پائين انداخت و سكوت كرد!
از سوال خودم پشيمان شدم و فهميدم اشتباه كردم .ظاهرا او حتي به اون 10در صد هم احتياج داشت.تشكر كرد و رفت ...
صدايش كردم و گفتم خواهر !.....خريدارم.
بن ها را گرفتم ديگر به سمت شهروند نرفتم...از خريد خودم هم منصرف شدم!!!
دوست داشتم برگردم هايلند و به آن افرادي كه براي ادكلن هايشان ايران چك هاي رنگي مي شمردند ،بگويم ببخشيد شما تا به حال از اين بن ها ديده ايد؟
يا چند تا از اين بن ها را فروخته ايد كه اينگونه خريد مي كنيد؟
از "هايلند"تا"شهروند"فقط 200متر راه است و نه بيشتر! اما فاصله آدمهاي اطرافشان صدها سال نوريست!!!
درراه منزل به فكر اين بودم كه هميشه و در هر حالي چه 30سال پيش براي انقلاب و چه زمان جنگ و هنگام دفاع از اين آب و خاك و چه دوران بعد از جنگ و چه در ايام فتنه اين قشر مستضعف بوده است كه پا به ركاب ايستاده و همه سختيها را تحمل كرده .
حال چه شده كه برخي تازه به دوران رسيده ها و مرفهان بي درد ،مدعي دمكراسي و عدالت شده اند و از جامعه مدني دم مي زنند؟
(حرف دراين باره زياد است و مجال كم...)
عطر ها چه بوهاي مختلفي دارند.!.!.!
خوش به حال آنهايي كه عطر شهادت را بو مي كنند و مي روند در آن بهشت واقعي...
***********************************************